امیدرضا میرصیافی

 

هر دم از این زندان اوین بری می‌رسد. یکی دو روز مانده به عید نوروز خبر آمد که حال همه‌مان را حسابی گرفت. امیدرضا میرصیافی کسی بود که ظاهراً صرفاً به دلیل نوشته‌های وبلاگش محکوم به دو سال و نیم زندان شد و وقتی به زندان رفت شدیداً افسرده بود (ظاهراً به همین دلیل ساده که باورش نمی‌شد که به خاطر نوشته‌های وبلاگش که گویا خیلی هم تند و تیز نبوده، باید برود زندان). چند بار درخواست مرخصی کرده بود که مدام او را سر دوانده بودند و هی امروز و فردا کرده بودند و حال او هی بدتر و بدتر شده بود. یکی از زندانی‌ها که دکتر است به بهداری زندان گفته بود که حال او خراب است و باید برود بیمارستان که حرفش را گوش نکرده بودند. ظاهراً نهایتاً با داروهایش اقدام به خودکشی می‌کند که باز هم دکترهای زندان اجازه نمی‌دهند برود بیمارستان و نهایتاً مفت و مسلم جانش را از دست می‌دهد.

دیروز هم یک عده از خانواده‌ها و دوستان دانشجویان زندانی رفته‌اند دم در زندان اوین که سفره هفت سین بیاندازند و نزدیک عزیزانشان باشند. هر سال هم این کار را می‌کردند و کسی کار چندانی بهشان نداشت. امسال این را هم تحمل نکرده‌اند و یک عده‌شان را گرفته‌اند و پلاک ماشین بعضی‌هایشان را کنده‌اند.


می‌گویند پیامبر اسلام گفته «الملک یبقی مع الکفر، و لا یبقی مع الظلم» یعنی خکومت با کفر پابرجا می‌ماند، اما با ظلم نه.

مرتبط:خبر مرگ او در رادیو زمانه

ایضا:گزارش زندانی پزشک از وضعیت او

/ 2 نظر / 10 بازدید
moheb

نه از آغاز چنین رسمی بود و نه فرجام ، چنان خواهد شد که کسی جز تو ، تو را دریابد تو در این راه رسیدن به خودت تنهائی... (یک دوست).

blackroom

daset tala