لذت تحقیر

این چه لذتی است که از شکست و برکناری وتحقیر علی دایی در آحاد مردم موج می زند؟ مسولان محترم ما غم و اندوه باختن به عربستان را با شادی برکنار کردن علی دایی جبران کردند. پس از برکناری علی دایی چنان موجی از خوشحالی و شادکامی در لایه های مختلف مردم ایجاد شد که انگار نه انگار اصلا باختی درکار بوده و علی دایی کمترین تقصیر را در این تحقیر ملی به گردن داشته! مقصر اصلی کسانی هستند که باشعار می شود و می توانیم همین طور روی هوا دستور سرمربی شدن آقای گل جهان را صادر کردند تا با مصادره ی این اسطوره ی فوتبال به موفقیت های ضربتی دست پیدا کنند و به محبوبیت انقلابی برسند. چه کسی بود که نداند مربی شدن علی دایی در تیم ملی حالا حالاها زود و شتاب زده است؟ حالا از اینها گذشته راز اینهمه خوشحالی آحاد مردم از شکسته شدن دایی چیست؟ علی دایی که روزگاری هر سانتری روی دروازه ی حریف را تبدیل به گل می کرد. کسی که با سر شکسته و پای مصدوم آن گل های حیاتی را برای تیم ملی به ثمر می رساند و دهها میلیون ایرانی را از خوشحالی به هوا می فرستاد! حالا چه شده که همان ها از خوار و ذلیل شدن دایی به وجد آمده اند؟ چه شده که شکست دایی شده پیروزی مردم؟ آیا جز این است که ما ایرانی ها از سرشکستی قدرتمندان لذتی بی انتها می بریم؟ (این بحث شاید بی ارتباط نباشد با کتاب جامعه شناسی نخبه کشی نوشته ی علی رضا قلی که حتما اگر نخوانده باشید درباره اش شنیده اید)

 

دایی چه در زمان بازیگری و چه در زمان مربی گری اش اشتباهات زیادی مرتکب شد و به ویژه در زمان مربی گری اش با حب و بغض های الکی و حذف برخی از شایستگان مانند مبعلی و کریمی و ... کارنامه ی بدی برای خودش به جا گذاشت و البته دیر خداحافظی کردنش از دنیای بازیگری هم در خاطر خیلی ها مانده اما حرف من این است که آن همه گل های حساس و بازی های درخشان و آقای گلی جهان او چرا فراموش شده؟ چرا فراموش کردیم که هر رقیبی از حضور دایی در نوک حمله ی تیم ملی به وحشت می افتاد و دو سه تا مدافع را مامور گرفتن او می کرد؟

فراموش نکنیم که مربی گری تیم ملی انتصابی است و منتصب کنندگان او اکنون باید پاسخگو باشند که چرا این مهره ی ارزشمند فوتبال ایران را از غوره گی مویز کردند و نگذاشتند دایی در زمان مناسب خودش وارد تیم ملی شود. ساده ترین تحلیل برای موفق بودن دایی در تیم ملی این بود که او باید زمانی به آن جایگاه می رسید که همبازی ها و هم نسلانش از تیم ملی و بازیگری کنار کشیده بودند.حالا با بی تدبیری مسولان آمد و باخت! آیا مردم باید اینهمه شاد باشند؟ بلاتشبیه!بلاتشبیه آدم یاد مصدق و بازرگان و شاه می افتد! که چطور مردم رفتنشان را جشن گرفتند! یکی می گفت من اصلا با هیچ چیز کار نداشتم و طرفدار هیچ گروهی نبودم.فقط از اینکه شاه دربه در و خوار و ذلیل شده بود لذت می بردم.هیچ کشوری راهش نمی داد و اگر پایش را داخل ایران می گذاشت مردم تکه تکه اش می کردند. جالب است بدانید این آدم اصلا آدم سیاسی نیست اما در انتخابات ۸۴ رفت و به احمدی نژاد رای داد و گفت که از شکست هاشمی لذت می برد! لذت از شکست هاشمی قدرتند، موضوعی بود که بعدها از کارگری در نیشابور شنیدم که وقتی تعریف می کرد چشمانش برق می زد.

نه اینکه آدمهایی که نام بردم الزاما آدم های خوب یا بدی باشند اما نقطه ی اشتراکشان جذاب است. در معیار کوچکتر از آنها هم همین قاعده وجود دارد. یعنی اینکه انگار در فرهنگ ما شکست قدرتمندان لذت بخش و مطبوع است.ورشکسته شدن آدمها ، خرد شدن و ضعیف شدن و... یک جورهایی دلمان را خنک می کند.می گویید نه؟ اسم علی دایی را سرچ کنید.

پیوست مرتبط : اظهارات احمدی‌نژاد درباره فوتبال پس از برکناری دایی

ایضا : تحلیل رسانه‌های عربی از برکناری دایی

/ 1 نظر / 10 بازدید
mory

سلام واقعا وب جالبي و مفيدي داري. --------------------------------- خوشحال ميشم به سايت ما هم سري بزني. .:: WwW.Best-DL.iR ::.